|
|
به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران، Panda Software در گزارش هفتگي خود ويروس هاي هفته گذشته را مطابق زير بررسي كرده است:
سه تروجان با نام هاي PGPCoder.B,، Mitglieder.DQ ، Bancos.GW و دو كرم اينترنتي با نام هاي Oscarbot.AY و Codbot.AP.
Bancos.GW- : وظيفه اصلي اين تروجان ثبت و ضبط فعاليت هاي كاربربه منظور دسترسي به اطلاعات بانكي وي مي باشد. به اين منظور نويسنده اين كد آلوده، بانك اطلاعاتي مفصلي از پورتال هاي بانكي را ضميمه كدهاي آلوده اين تروجان كرده است. زماني كه كاربر كلمه اي مرتبط با يكي از پورتالهاي مذكور را تايپ مي كند Bancos.GW يك pop-up نمايش مي دهد كه در متن آن از كاربر خواسته شده اطلاعات مربوط به حساب بانكي خود را در آن وارد كند. از آنجا كه كاربر هم قصد انجام يك عمليات را داشته به هيچ وجه شك نمي كند كه اين pop-up ممكن است يك حقه اينترنتي باشد و كليه اطلاعات خواسته شده را وارد مي كند. در نهايت اين تروجان پس از جمع كردن اطلاعات مورد نظر، آنها را براي نويسنده خود ارسال مي كند.
- PGPCoder.B يك تروجان بروز شده است كه فايل هاي سيستم كاربر را پنهان مي كند و آنها را براي اخاذي از كاربر پيش خود نگه مي دارد. اين تروجان قابليت پنهان كردن تعداد زيادي فايل را به كمك الگوريتم هاي مختلفي دارد. PGPCoder.B پس از پنهان كردن فايل ها به كاربر اعلام مي كند كه براي آزاد شدن فايلهاي پنهان شده مي بايد مبلغي بپردازد. اين بدافزار به تنهائي نمي تواند منتشر شود و بايد توسط نويسنده خود و بطور دستي شيوع يابد.
Mitglieder.DQ - آخرين تروجان از گزارش هفتگي آنتي ويروس پاندا است كه ابزارهاي امنيتي IT مانند برنامه هاي آنتي ويروس و فايروال ها را هدف قرار داده است. اين تروجان فعاليت اين برنامه هاي امنيتي را مختل كرده و دسترسي كاربر به سايت هاي امنيتي را قطع مي كند. اين تروجان تلاش مي كند فايلي به نام OSA3.GIF را كه يك بدافزار ديگر است، از يك سايت اينترنتي داونلود كند. Mitglieder.DQ عضو ديگري از خانواده Bagle/Mitglieder ها است كه در ماههاي اخير تعداد زيادي از آنها در اينترنت شيوع يافتند و مشكلات زيادي براي كاربران بوجود آوردند.
دو كرم اينترنتي در گزارش اين هفته متعلق به خانواده كرم هاي اينترنتي Bot هستند. اين كرم هاي اينترنتي مشخصات backdoor ها را دارند و با باز كردن پورت هاي ارتباطي سيستم منتظر فرمان هاي از راه دوري كه برايشان مي رسد مي مانند.
Oscarbot.AY: اين كرم اينترنتي دستوراتي كه از طريق يك IRC سرور مي رسند را اجرا مي كند. اين دستورات شامل حذف يا اجراي يك كد مخرب و داونلود كردن فايلي از اينترنت است. اين كرم اينترنتي از طريق AOL Messanger در اينترنت شيوع يافته است.
Codbot.AP: اين كرم اينترنتي به دنبال حفره هاي امنيتي شناخته شده در سيستم ها مي گردد و با ثبت ضربه هايي كه كاربر براي تايپ كلمات به صفحه كليد مي زند، password ها و اطلاعات محرمانه كاربر را سرقت مي كند. شيوع اين كرم در اينترنت از طريق استفاده از دو آسيب پذيري مهم ويندوز " LSASS " و " RPC-DCOM " بوده است. آنتي ويروس پاندا به كاربران توصيه مي كند براي جلوگيري از ورود انواع بدافزارهاي مذكور مرتبا" آنتي ويروس هاي خود را بروز كنند.
منبع:www.iritn.com
نوشته شده توسط امیر محمد در یکشنبه ششم شهریور 1384 ساعت 20:57 موضوع | لینک ثابت
شما همان چيزي هستيد كه فكر مي كنيد و در عين حال مي توانيد نيازهايتان را نيز احساس كنيد. پس هدفي والا براي خود تعيين كنيد و در راه تحقق آن نهايت تلاشتان را به كار ببنديد.
تمامي احساسات، عقايد و دانش ما به افكار دروني مان ـ آگاهانه يا غيرآگاهانه ـ بستگي دارد و چه بدانيم يا ندانيم تحت كنترل هستيم و مي توانيم مثبت يا منفي، مشتاق يا بي تفاوت، فعال يا غيرفعال باشيم.
بزرگ ترين فرق بين مردم، رفتار و طرز برخورد آنان است. براي برخي، يادگيري لذتبخش و هيجان انگيز است، براي ديگران سخت و خسته كننده و براي بسياري ديگر، يادگيري فقط كاري ضروري براي پيدا كردن شغلي مناسب محسوب مي شود.
رفتارها و طرز برخورد ما در حال حاضر عادت ناميده مي شود كه به علت دريافت بازخورد از طرف والدين، دوستان، جامعه و خودمان شكل مي گيرد و در واقع تصويري است از ما وجهان ما.
اين رفتارها غالباً به وسيله گفتگوي دروني كه مرتباً با خود ـ آگاهانه يا غيرآگاهانه ـ داريم، تقويت مي شوند. در واقع اولين گام براي تغييررفتار، تغيير گفتگوي دروني ماست. يكي از روش هاي تغيير عبارت است از تعهد، كنترل وچالش.
تعهد
در خود تعهد و الزام مثبت به خود، يادگيري، كار، خانواده، دوستان، طبيعت و ديگر چيزهاي با ارزش ايجاد كنيد. به خود و ديگران ارج نهيد. در آرزوي موفقيت باشيد. با شوق و اشتياق زندگي كنيد و كارهايتان را انجام دهيد.
كنترل
فكر خود را روي چيزهاي مهم متمركزكنيد. براي چيزهايي كه به آن ها فكر مي كنيد و كارهايي كه انجام مي دهيد هدف و اولويت تعيين كنيد، از قبل تمامي فعاليت هاي خود را در ذهن تصور و مرور كنيد. براي مقابله با مشكلات، استراتژي داشته باشيد، ياد بگيريد كه چگونه به خود آرامش بدهيد. ازموفقيت ها لذت ببريد و با خود روراست باشيد
چالش
مشوق خود باشيد. هر روز رفتار خود را تغيير دهيد و بهبود بخشيد. تمام تلاش خود را به كار ببنديد و به عقب برنگرديد. يادگيري و تغيير را غنيمت بشماريد. چيزهاي نو را امتحان كنيد. گزينه ها و انتخاب هاي مختلف را درنظر بگيريد. با افراد جديد آشنا شويد. هر چيزي را كه نمي دانيد بپرسيد. مواظب سلامت جسماني و روحي خود باشيد. مثبت گرا باشيد. مطالعات نشان داده كه افراد داراي اين مشخصات در اوقات خوش، برنده هستند و در شرايط سخت، محكم و قوي به زندگي ادامه مي دهند. تحقيقات همچنين نشان داد مردمي كه آگاهانه گفتگوي دروني و غرور خود را اصلاح مي كنند، غالباً خيلي سريع در رفتارشان بهبود حاصل مي شود. انرژي آنها افزايش مي يابد و همه چيز به نظر بهتر مي آيد.
تعهد، كنترل و چالش به ساخت اعتماد به نفس و ايجاد تفكر مثبت كمك مي كنند.
7 پيشنهاد براي ايجاد تفكر مثبت
ـ در هر طبقه اي، در جست و جوي افراد مثبت براي ايجاد ارتباط باشيد.
ـ در هر سخنراني، در جست و جوي ايده هاي جالب باشيد.
ـ در هر فصل كتاب، در جست و جوي مفهوم هايي باشيد كه براي شما مهم هستند.
ـ با هر دوستي، درباره ايده جديدي كه به تازگي يادگرفته ايد، صحبت كنيد.
ـ از هر معلمي سئوال هاي خود را بپرسيد.
ـ ليستي از اهداف، افكار و رفتار مثبت خودتان تهيه كنيد.
ـ به خاطر داشته باشيد، شما همان چيزي هستيد كه فكر مي كنيد.
نوشته شده توسط امیر محمد در یکشنبه ششم شهریور 1384 ساعت 1:37 موضوع | لینک ثابت


ایل ها ی استان كرمان عبارتند از اقشار ، بچاقچی ، پشت كوهی، ریینی ، لری ، یینه ی ، خراسانی ، میمندی ، لرد كوه پنجی ، غربا ، قریی ، گودری ، مهنی، جاویدان ، كچمی ، آسیابر ، راهی پارچی ، جبال بارزی ، جرجندی ، شهیكی ، جلالی ، رودباری، هوت ، سرحدی ورمشكی ، نوشادی، بز سفید ، سرحدی ، شهریاری ، پشموكی ، لر، طیاری ، مارزی ، نمدادی ، جازی ، كماچی ، سلیمانی ، مولیی ، توریكی.
یل بچاقچی
یكی از بزرگ ترین و معروف ترین یل هی شهرستان سیرجان از توابع كرمان است كه مردم آن در كوهستان چهار گنبد و روستاهی بلورد و كهن شهر سكونت دارند.
- وجه تسمیه و سابقه تاریخی
- ظاهر اواژه بچاقچی در گویش تركی از دو بهر « بوچاق » یعنی چاقو ، كارد و سرنیزه و پسوند « چی » تشكیل شده است . بنابرین بوچاقچی معنی نیزه گذار و دشنه دار را می دهد . از آن جا كه عشیر بچاقچی از آذربیجان به منطقه كرمان مهاجرت كرده اند و مردمی جنگجوو ساحشور هستند می توان ین وجه تسمیه را از نظر روحیه ین افراد صحیح تر دانست . گرچه برخی نیز بر ین باورند كه نام ین یل را واژه بوچاق به معنی عسل گرفته اند . بنابرین رویات ریش سفیدان و مطلعان یل بچاقچی ، نادرشاه افشار ین یل را از قزه داغ آذربیجان به سرزمین كرمان كوچانیده است.
- در اواخر حكومت قاجاریه رییس یل بچاقچی ، اسفندیار خان بود كه در زمان حكومت آصف الدوله ( 1315 هـ . ق 1897 م ) سیرجان را تسخیر كرد . آخرین فعالیت ین یل در جنگ جهانی اول ( 1914 - 1918 م ) و هنگام حمله انگلیسیان و اشغال یران است . حسین خان شجاع پور پسر اسفندیار خان كه از افراد نامی یل بچاقچی و موثر در تاریخ كرمان بود در سال 1333 هـ . ق ( 1914 م ) آلمانیان مقیم كرمان را ربود و مدت ها با قوی تجاوزگر انگلیسی جنگید.
- - سردسیر و گرمسیر
- منطقه سردسیر یل بچاقچی در گذشته ، ارتفاعات چهار گنبد و بلورد و گرمسیرشان عین البقر و مراتع پیرامون آن بوده است.
- - نظام سنتی یلی و ساخت قدرت
یل بچاقچی از تعدادی طیفه ، هر طیفه از چند تیره ، هر تیره از تعدادی یشوم (eysum) و هریشوم از چندین خانوار تشكیل می شده است . بنابرین نظام سنتی یلی از بزرگ ترین واحد تا كوچك ترین آن از ین قرار بوده است یل ، طیفه ، تیره ، یشوم و خانوار. یشوم تركیب ثابتی ندارد و معمولا تعدادی خانوار با توافق هم تشكیل یك یشوم را می دهند ، از ین رو به اصطلاح خودشان ، خانوارهی یك یشوم با یكدیگر شریك رمه هستند.
ین خانوارها ممكن است با هم خویشاوند باشند یا ین كه نسبتی نداشته باشند، به هر حال یك خانوار عضو یشوم می تواند در پیان سال دامداری ( آخر بهار ) به علت به توافق نرسیدن با خانوارهی دیگر از یشوم جدا و به یشوم دیگری ملحق شود . خانوارهی دیگر از یشوم جدا و به یشوم دیگری ملحق شود . خانواره در یشوم هسته ی و استقلال نسبی دارد . اما هر خانواده با دیگر خانواده هی عضو یشوم در همه كارها، همبستگی اجتماعی دارد . امور اجتماعی و تولیدی یشوم اغلب به صورت تعاونی و با كمك یكدیگر انجام می گیرد . در گذشته در راس تمام یل یك خان ( یلخان ) قرار داشت . در حال حاضر هر طیفه یك خان و هر تیره یك ریش سفید و هریشوم یك نفر سریشوم دارد. هر یشوم در كار خود استقلال دارد و اطاعت از دستورها و توصیه هی ریش سفیدان فقط به خاطر احترام به آنان است و یشان جز در موارد خاصی همانند میانجی گری و حل اختلافات نقش ویژه ی در تصمیم گیری ها ندارد.
ساخت اجتماعی شبكه قدرت
یل یلخان
طیفه كلانتر ( خان )
تیره كدخدا ( ریش سفید )
یشوم سریشوم
خانوار رییس خانوار
- طیفه هی یل بچاقچی
یل بچاقچی از طویف : انكلوییه ، گوهر دیپو ، شول ، ارشلو ، عباس لو ، سوخته چالی ، سار سعدلو ، خروس لو ( XorosIu )،پوررضاقلی و امینی تشكیل شده است.
- اقتصاد یل بچاقچی
الف ) دامداری
با ین كه مردم یل بچاقچی یكجانشین شده اند اما هنوز از طریق دامداری و قالی بافی امرار معاش می كنند و درآمد آنان از ین راه است بیشتر خانواده هی بچاقچی حداقل ده تا پانزده گوسفد و بز و یك تا چند گاو دارند . محصولات دامی ین یل علاوه بر تامین نیاز خانواده ، جنبه كالیی نیز دارد و بیشتر پیله وران و مغزه داران محلی به بازار سیرجان عرضه می كنند . فراورده هی دامی آنان عبارتند از : پشم ، كرك ، مو ،پوست ، ماست ،كره ،روغن ، دوغ ، كشك ، پنیر، ترف ( قره قوروت ) ، لور. در زیر به به مراحل مختلف مربوط به دامداری در یل بچاقچی اشاره می شود.
1) آمیزش و باروری دام ها
چوپان هر رمه در اویل فصل تابستان و به اصطلاح خودشان « نوبهار » قوچ ها و بزهی نر را از گله جدا و اواخر تیر ماه یا « 120 بهار » دوباره آنها را وارد گله می كند . بدین ترتیب زمان باروری دام ها و بالاخره زیش آنها هماهنگ می شود . یعنی دام ها در هنگامی می زیند كه سرمی هوا كاهش یافته است و روبه گرمی می رود.
2) دروش ( dorus )
دروش، نشانی است كه بری مشخص شدن دام هی افراد مختلف بر روی گوش حیوان به وجود می آورند . دروش بر حسب بریدگی ، نام هی گوناگونی دارد. مثلاً اگر قسمتی از گوش بریده شود به آن برگه گوش می گویند، چنان چه به كنار گوش بریده شود، كار برو اگر وسط گوش چاك داده شود، چارگوش نامیده می شود. گاه بری علامت گذاری و شناسیی دام ها از داغ كردن استفاده می كنند . در واقع دروش یا داغ در حكم سند مالكیت افراد بر دام هاست.
3) چوپان
چوپان براساس قراردادی كه با صاحب گوسفندان دارد، رمه را در سردسیر و گرمسیر می چراند . در اول تابستان با چوپان قرارداد می بندند . مزد چوپان به صورت نقدی و جنسی پرداخت می شود. وسیل چوپان عبارتند از كوله پشتی ، چوب دستی ، مشك و غیره .
ب) كشاورزی
در یل بچاقچی زراعت غلات شغل جنبی آنان را تشكیل می دهد و تا اندازه ی پاسخگوی نیاز درونی بچاقچی است و به عبارت دیگر در حد رفع نیاز خود ( در حد خود مصرفی ) به زراعت می پردازند.
محصولات كشاورزی آنان : گندم ، جو و مقداری علوفه بری تغذیه دامهاست . در بعضی روستاها مانند بلورد ، كشاورزی بیشتر بر بتغداری متكی است . درختان به ، بادام ، گردو ، زردآلو ، سیب و آلبالو در باغ هی ین ناحیه به چشم می خورند ، محصولات آنها اغلب بیش از حد نیاز نیاز مردم است كه به بازار سیرجان عرضه می شود.
پ ) صنیع دستی
صنیع دستی از نوع ریسندگی و بافندگی یكی از اشتغالات عشیر بچاقچی است. دستبافت هی مردم ین یل بسیار مرغوب و شهره است . در میان بچاقچیان علاوه بر قالی و قالیچه ، بافتن جاجیم ، گلیم ، خورجین ، پلاس ، چنته ، شیریكی ، نمدكان ، قاشق دان ، مفرش ، یینه دان و دیگر اشیی مورد نیاز زندگی چادر نشینی و هم چنین اشیی زینتی از ین قبیل همیشه مهمول بوده است . قالی و قالیچه بافی و قالیچه بافی مهم ترین هنر دستی و پس از دامپروری عمده ترین منبع درآمد خانواده هاست.
- ویژگی هی قومی
الف ) نژاد ، زبان ، دین
مردم یل بچاقچی اصلا ترك و زبان آنان تركی است ، ولی به علت ارتباط با مردم روستاها و عشیر فارسی زبان، واژه ها و تركیبات فارسی در گویش یشان نفوذ كرده است . مردم ین یل علاوه بر گفت و گوهی روزمره در كارهی زراعت و حتی در صنیع دستی از اصطلاحات فارسی استفاده می كنند . عشیر بچاقچی پیرو دین اسلام و مذهب شیعه اثنی عشری هستند.
ب ) اعیاد و جشن ها
در عید نوروز همه اعم از زن و مزد لباس نو می پوشند و بانوان خود را به زیورآلات زینت می دهند . در ین روز بهترین و لذیذترین غذاها را طبخ می كنند و می خورند . در عید قربان ، گوسفند یك ساله قربانی می كنند . اولاد و نزدیكان بری عرض تبریك و تهنیت به خانه هی یكدیگر می روند . در عید فطر بعد از ادی زكوه فطر ، كلیه روزه داران در ساعت 8 صبح در مسجد و اگر نباشد در منزل كدخدا و ریش سفیدان یل ، اجتماع می كنند و به صورت جماعت و اقتدا به یك نفر امام كه در زمره علما و فضلا به شمار می رود نماز عید را می خوانند.
پ ) خواستگاری و عروسی
پدر پسر یك نفر از بزرگان یل را به خانه دختر می فرستند تا از دختر او خواستگاری كند . در صورت موافقت ، خانواده پسر یك دست لباس با یك انگشتر به عنوان نشانه بری دختر می فرستند . در زمان مناسب و با توافق طرفین در منزل پدر دختر جلسه عقدكنان تشكیل می شود . میزان صداق كه طلا ، نقره ، زمین ، شتر و غیره است تعیین و در عقدنامه ثبت صیغه عقد جاری می شود و از آن پس عروس از لحاظ حفظ شئون اجتماعی و یلی تا هنگامی كه مراسم زفاف به عمل نیامده خود را از داماد پنهان می كند . پس از عقد ، جشن عروسی برپا می شود . آخرین روز عروسی همه مردم یل را دعوت و در ین جشن مراسم شتر دوانی و تیراندازی را اجرا می كنند.
بدین ترتیب كه شاخه بلندی از چوب به نام « طراده » در زمینی فرو می كنند و سر آن سكه طلا یا پول نقره و غیره می آویزند . میهمانان یكی پس از دیگری تیراندازی می كنند هر كس برنده شده سكه ها به وی تعلق می گیرد . در ین هنگام سلمانی ، سروصورت داماد را اصلاح می كند. زنان طیفه نیز به سروصورت وی نقل می پاشند و شادی می كنند. سپس داماد را سوار شتر می كنند و با هلهله و شادی به حمام یا كنار آب رودخانه یا چشمه می برند . پس از استحمام مجددا كاروان به سمت خانه عروس به راه می افتد در ین همگام عمل سرابی یابه اصطلاح محلی بخشیدن اغنام و احشام و زمین از طرف پدر عروس به داماد صورت می گیرد . طلاق به ندرت اتفاق می افتد و در صورت اجبار طبق مقررات مذهبی لنجام می گیرد.
ت ) نوزاد اول
در شب شش تولد نوزاد دختر یا پسر جشنی بر پا و كودكان پسر 3 تا هفت ساله را ختنه می كنند و جشن باشكوهی برپا می دارند.
ث ) فوت و مراسم تدفین
چنان چه یكی از افراد یل فوت شود همه مردم یل اعم از بستگان ، آشنیان و غیره بری عرض تسلیت به خانواده متوفی حاضر می شوند و كسان فرد فوت شده از آنان پذیریی به عمل می آورند . تا چهل روز نزدیكان متوفی در غم و اندوه هستند و حق شادی ندارند و تا چهار ماه نیز عزادار خواهند بود تا عمل خاك بندی در پیان چهار ماه نیز عزادار خواهند بود . تا عمل خاك بندی در پیان چهار ماه بر سر مزار متوفی انجام گیرد.
ج ) برخی از باورهی عشیر بچاقچی
- اگر باران نبارد، عروسكی پارچه ی به نام گشنیز و یا شابارون درست می كنند و در كوچه ها یا در میان چادرها می گردانند.
- مردم بچاقچی بر ین عقیده اند كه شیر گوسفند و بز مال خواجه خضر است از ین رو در روز چهلم بهار به خال كوه پاریز می روند و با همه شیر آن روز رمه ، آش شیر می پزند و به عنوان نذر خواجه به مردم می دهند.
- اولین روزی كه گوسفند را به كوه می برند آن را از زیر قرآن و از میان دو كپه آتش و دود اسپند عبور می دهند و دو شیزه ی به دنبال رمه ، آب می پاشد .
- هنگامی كه زنان ، نان می پزند و یا از كره روغن می گیرند نبید مردان حضور داشته باشند.
- اگر وضع جوی منطقه مناسب نباشد كوچ را آغاز می كنند ولی اگر در حال كوچ باشند اشكالی ندارد.
- در موقع برداشتن محصول غلات، سنگی كه آن را سنگ خواجه خضر می گویند در زیر خرمن گندم یا جو می گذارند و بر ین باورند كه ین سنگ سبب بركت خرمن می شود.
- خون گوسفند قربانی را بر روی زمین نمی ریزند و آن را به دیوار آفتاب دار می پاشند.
یل افشار
یل افشار در زمان سلطنت شاه طهماسب صفوی به سرزمین كرمان كوچانیده شده . مردم ین یل در بخش جنوبی منطقه و سیعی كه از جنوب غربی رفسنجان در جهت جنوب شرقی تا جاده كرمان - بم امتداد دارد ، زندگی می كنند و مركز داد و ستد آنان شهر باف6ت است . احمدعلی خان وزیری كرمانی می گوید : افشار ، عمده یلات كرمان است . ترك زبانند . قشلاق آنها بلوك ارزوییه و ییلاق آنها بلوك اقطاع است. به شجاعت سواره و پیاده ین قبیله در كرمان نیست . تقریبا هزار خانوارند و سیصد سوار خوب و هفتصد تفنگچی پردل دارند. جنگ با چماق و شش پر را بهتر از یلات فارسی می نمیند . اسامی طویف آنها به نظر نامه نگار از ین قرار است : علی قرلو و اشرف لو و قاسملو و پیر مرادلو و ره درازلو و حیدر محمد شاهلو و آمویی و میرجانی و جان قلی اشاقی و فارسی مران وصفی قلی اولادی و ساربان هر قبیله رئیسی دارد و آن را سلطان گویند. محمدعلی خان سدید السلطنه در سفرنامه خود درباره طویف افشار چنین می نویسد:
طویف ین یل عبارتند از :
حمزه لو ، قاسم اولادی ، جلال لو ، آل كسوا ، زرگر ، صفی قلی اولادی. تیره هی مستقل یل افشار از ین قرارند: پورممشالو، پیرمرادلو، آقاجان لو ، ولیپور ، قریی ، میرحسینی ، فارسی مدان ، میرجانی ، قره قویونلو ، قره گزلو ، حمزه خانی ، برآوردی ، عمویی ، غنچه ی ، صادقی، ریینی ، شهسواری ، جامعه بزرگی ، مرادی ، ساوندر ، خبری.
یل لك
یل لك در حدود سال 1100 شمسی ( 265 سال پیش ) از منطقه فارس به كرمان مهاجرت كرد . ین یل یكی از نژادهی اصیل و خالص یرانی است . سردسیر یل لك ، ناحیه بزنجان و گرمسیر آنان دولت آباد است . مردم ین یل از طریق دامداری ، زراعت ، شترداری ، وصنیع دستی مانند قالیچه و قالی امرار معاش می كنند . دین یشان اسلام و مذهب آنان شیعه است . طویف ین یل عبارتند از : لك ، سرگداری ، كوچك خانی ، مهمنی ، سلطان شیخ ، عرب سلغار.
یل جبال بارزی
بخش جبال بارز از توابع شهرستان جیرفت است و ارتفاعاتی دارد كه از شمال به جنوب كشیده شده است و شهرستان هی بم و جیرفت در قسمت شمال و جنوب آن قرار گرفته اند و عشیر سلحشور یل جبال بارز در ین ناحیه زندگی می كنند.
- وجه تسمیه و سوابق تاریخی
وجه نام گذاری قوم بارز را می توان از ریشه براز و برز، تصور نمود كه به معنی بلندی و كوه است . اما با توجه به اعتقادات مردم ین یل و هم چنین جنگجویی و سلحشوری و روحیه یلی آنان شید بتوان اصل آن را از واژه پهلوی « بئیرزد » ( bairazd ) دانست كه در بند هشن به معنی برانگیزنده و جنگ آمده است . از آن جا كه واژه بئیرزد ، درست تلفیظ « بارزد berizd بهرزد bairazd » می تواند باشد كه نام اصلی قوم بارز ضبط شده است. استرنج می گوید : « در شرق جیرفت جبال بارز واقع است كه در قرن چهارم از جنگل هی انبوه پوشیده بود و در زمان فتوحات اسلامی مجوسیان آن جا را پناهنگاه خود قرار داده بودند تا از آسیب لشكریانی كه خلفی اموی به سركوبی آنها می فرستادند محفوظ بمانند و فقط پادشاهان صفاری توانستند آن ناحیه را مسخر و اهالی را تابع اسلام سازند . » معزالدوله احمد دیلمی نیز بری سركوبی عشیر بارز به آن جا لشكر كشیده اما در ین نبرد شكست خورده است. ملك قاور سلجوقی ( 422-466 هـ . ق 1050-1073 م ) با قوم بارز جنگیده و انان را قلع و قمع كرده است . مردم ین یل با اتابكان فارس نیز زد و خوردهیی كرده اند و سركوب شده اند.
- قلمرو ، سردسیر و گرمسیر
مردم یل جبال بارز، سرزمین خود را به 3 ناحیه مجزا به نام هی مسكون ، امجز و گاوكان تقسیم و بری هر یك از ین نواحی یكی از افراد لیق و مورد اعتماد یل را به عنوان ریش سفید و بزرگ انتخاب كرده اند و از دستورهی او اطاعت می كنند . منطقه سردسیر ین یل « مسكون » و گرمسیر آنان « گاوكان » است ناحیه « امجز » نیز ییلاق خان هی جبال بارز است.
- طویف یل جبال بارزی
طیف هی ین یل عبارتند از : ملیی ، سنجری ، محمودی ، بیدمشكی ، جعفری ، رشید ، میجانی ، میرشكاری ، سرحدی ، پورجمعه ، درینی .
- اخلاق ، عادات و دین
عشیر جبال بارز مردمی سلحشور ، دلیر ، متدین و مهمان نوازند . در تیراندازی مهارت دارند و عموما صاحب تفنگ هستند و به شكارآهو ، كبك و غیره می پردازند و همه آنان پیرو دین اسلام و مذهب شیعه اثنی عشری هستند.
- مراسم ازدواج
پسر و دختر یكدیگر را می پسندند . پدر پسر با پدر دختر مذاكره می كند و چند روز بعد شخص دیگری را به خانه پدر دختر می فرستد . معمولاموافقت در دفعه اول و دوم را عیب می دانند . پدر و مادر پسر هدییی بری عروس می برند و میزان صداق ، هزینه و مدت جشن عروسی در جلسه ی تعیین می شود . چند روز بعد از خرید لباس و لوازم ضروری ، خانواده داماد چادرهی خود را جمع و در نزدیك خانه پدر عروس برپا می كنند . از ین تاریخ جشن عروسی شروع می شود . افراد دعوت شده یكی پس از دیگری سوار بر اسب و شلیك كنان به محل جشن می یند. هنگام شب جوانان و مردان به دور خرمنی از آتش مشغول رقص چوب می شوند . عقدنامه در محل منعقد و یا به دست پیكی به شهر فرستاده می شود تا رییس محضر مقیم شهر آن را مهر كند . جشن حدود 10-15 روز به طول می انجامد . بلاخره روز آخر پلاس و و لوازم گرم كردن آب را به كنار رودخانه می برند و مردان و زنان شادی كنان داماد را سوار بر اسب به محل چادر می برند . عده ی داماد را به داخل چادر می برند ، بدن او را می شویند و لباس هی نو و مخصوص عروسی به تن او می كنند . سپس وی سوار اسب می شود و همگی را جفت می كنند . در بین راه داماد را به زیارتگاهی كه معمولا بالی كوه قراردارد می برند. سپس داماد را در كلبه ی كه اطراف و سقف آن با چوب پوشیده شده است بر تشكی كه به اصطلاح محلی « تخت » نامیده می شود می نشانند و مردان هم پیرامون او می نشینند و مدعوین هر كدام با توجه به وضع مالی خود پولی به عنوان كمك در دستمالی كه در وسط پهن شده به سوی داماد می اندازند و یكی از مردان مبلغ پرداختی و نام پرداخت كننده را در كاغذی یاد داشت می كند . حدود 3 بعد از نیمه شب داماد را با شكوه خاصی به چادر عروس می برند و عروس طوری در كنار داماد می نشیند كه قسمتی از چادر سرش بر روی زمین و در جلوی داماد پهن شود . ملی یل ، مهر و تسبیحی روی چادر عروس می گذارد و داماد به توصیه ملا بر روی چادر عروس دو ركعت نماز به جا می آورد . جشن پیان می یابد و فردی آن شب مردم یل به عروس و داماد مبارك باد می گویند و پراكنده می شوند.
- عزاداری
هنگامی كه كسی از مردم یل جبال بارز فوت می كند همه مردم یل جمع می شوند و در مراسم تغسیل و تدفین شركت می كنند و پس از صرف ناهار به خانه هی خود بر می گردند . اولین پنجشنبه ی كه فرا می رسد مرد و زن جمع می شوند و به گورستان می روند و پس از خواندن فاتحه بر می گردند.
- بیماری
اگر كسی از آنان بیمار شود ، بلافاصله عده ی زن و مرد به عیادت او می یند و از گیاهان دارویی كه در آن ناحیه به حد وفور یافت می شود می جوشانند و به مریض می خورانند و یك نفر بالی سر بیمار می نشیند و با صدی بلند دعی جوشن كبیر می خواند . اغلب به دست بیمار یك دسته پونه می دهند كه ببوید.
یل مهنی ( Mehni )
مهمنی از یلات قدیمی كرمان است و در گذشته ، ین یل « كوفج » بوده كه در بخش ساردوییه پراكنده اند . ییلاق آنان ناحیه رودبار و قشلاقشان پیرامون جیرفت و اسفندقه است . عشیر مهنی مردمی سلحشور و جنگجو بوده اند . معزالدوله دیلمی بری سركوب آنان لشكركشی كرد ولی از ین یل شكست خورد . ملك قاورد سلجوقی نیز با آنان جنگید اما فقط با حیله توانست مردم یل مهنی را سركوب و روسی یل را دستگیر كند . در دوران حكومت عباس خان جوانشیر ( حاكم كرمان ) میرزا اسدالله خان پسر میرزا جبار مامور دستگیری رییس یل مهنی شد پس از چند روز زدو خورد بالاخره ملامحمد حسن ، ملا ابوالقاسم ، قاسم شیخ و ظهر علی كه از كلانتران معتبر یل بودند فتحلی خان را كه رییس قبیله بود ( در سال 1259 هـ . ق ) دستگیر كردند و به میرزا اسداالله خان سپردند . فتحعلی خان به كرمان اعزام شد و 5 یا 6 سال بعد در كرمان در گذشت.
- طویف یل مهنی از ین قرارند:
جلالی ، كامرانی ، احمدی ، برخوری ، مارزی ، دلفاردی ، بهرآسمانی ، لری .- تیره هی مستقل ین یل عبارتند از :
قاسمی ، سلطانی ، جلالی ، شفیعی ، تركستان ، عابدینی ، كریمی ، سمندری ، كمالی .
یل لران
عشیر لر در سرزمین كرمان زندگی می كنند و به دو گروه متمیز تقسیم می شوند : نخست لران كرمان كه عموما در نزدیكی بهر آسمان جیرفت و نواحی كوهستانی رابر و جواران به سر می برند . زمستان ها حدود اسفندقه و دره « پندارت » می روند . از تیره هی شیخ حسینی ، شمس الدینی و حیدری تشكیل شده اند . در تابستان به روستاهی باب گلو ، سرخو ، پیلو ، روسكین ، هنجم هنگر ، دزون ، زهمكون و تنگ چهل دختران می روند . ین عشیر مردمانی میهمان نواز ، ساده دل و بی آلیش هستند . سیر ساكنان آن جا ، چادرنشینان لر را « ده كمی ها » می گویند و عده ی عشیر لر نیز ساكن كوهستان بهنمی ، دشت آب و اسفندقه هستند كه به « لرولی اوشاغی » معروف شده اند. بعضی از لران منطقه كرمان اصل خود را از سرزمین كهگیلویه می دانند . گروه دیگر لران كرمان ، عشیری هستند كه حوالی كوه پنج ، وكیل آباد و پاریز سكونت دارند . رییس طیفه در اواخر حكومت قاجاریه حاج سهراب خان لری بوده است بنا به رویات بزرگان و ریش سفیدان آنان ، مردم ین طیفه در دوران تیمور ( 795 ق.ق - 1392 م ) از كردستان به سرزمین كرمان كوچانیده شده اند.
عشیر و یلات لر، ساكن كرمان عبارتند از :
لری كوه پنجی شامل تیره هی میرزا حسنی ، رضیی ، سهراب خانی . لر جیرفت شامل تیره هی : مشهدی حسین ، خدادادی ، حیدری ، بارانی ، عبداللهی ، سهرابی ، شفیعی ، آقا رضیی ، قنبری ، غلامرضیی ، عباسی است.
اعراب كرمان
اعراب فارس معمولا تابستان ها را در داراب و فرگ و زمستان ها را در نواحی نی ریز ، هرات و مرودشت فارس كه با روستاهی شهربابك كرمان هم مرز است به سر می برند . ین عشیر از قرن هشتم هـ . ق به بعد قبل از تسلط امیر محمد مظفر و در زمان سلطان ابوسعید مغول به شهر بابك آمدند ، بعضی از روستاهی آن جا را متصرف شدند و مردم آن سامان را نیز غارت كردند و پس از چندی نواحی انار و رفسنجان را هم تسخیر كردند . ولی در هنگام لشكركشی امیر محمد مظفر ، قبیل عرب ، انار و رفسنجان را تخلیه كردند و اموال و احشام خود را به كوهستان راویز و میمند ( میان شهربابك و رفسنجان ) بردند . در ین جنگ حسن فولاد رییس آنان به قتل رسید . امیر محمد ، آنان را تعقیب كرد ، عده ی را كشت و به زنان و كودكان اجازه داد كه به فارس برگردند . پس از سال 757 هـ . ق 1356 م ، بار دیگر اعراب كرمان به سرپرستی محمود تیمور ، شورش كردند ولی امیر مبارزالدین محمدمظفر ، مردم ین طیفه را سركوب كرد و سران آن را به قتل رساند.
طیفه هی عرب ساكنان كرمان :
مزیدی ، عبداللهی ، لومحمدی ، كطی ، عرب حاج حسینی ، عرب بنی اسدی و غیره بوده اند.
یل سلیمانی
در مورد ین كه سلیمانی جز و بومیان بودند یا از مهاجران مستقر در استان كرمان و ین كه آنها چگونه و چه وقت سرزمینی را كه در اختیار داشتند تصرف كردند، هیچ سند و مدرك مكتوبی دیده نشده است . ولی براساس رویات شفاهی كه سینه و نسل و نسل از پدران به فرزندان منتقل شده ، عشیر سلیمانی جزو بومیان ین ناحیه نبوده اند بلكه آنان از استان فارس به استان كرمان مهاجرت كرده اند . براساس تحقیقات و گفت و گو با پیر مردان و رؤسی طویف مختلف سلیمانی و هم چنین تحصیل كردگان آگاه به تاریخ ین یل ، همگی بر مهاجرت سلیمانی ها از استان فارس به ین منطقه تاكید ورزیده اند در تقسیم بندی بیشتر در مورد اقوام كوچنده در كرمان ، یل سلیمانی جزو مهاجران قلمداد می شوند.
سلیمانی ها ، طیفه ی از یل بزرگ « مهنی » هستند كه در جنوب استان كرمان از ارتفاعات كوه هزار تا دشت هی پست و گرمسیری غرب هامون جاز موریان زندگی می كنند . وزیری در جعرافیی كرمان درباره یل كوفچ بوده و در همین كوهستان ، بهر آسمانی ، رمان ، بارچی ، لرچی و سلیمانی واقع در بلوك سارودییه منزل داشتند و در زمستان به جیرفت و اسفندقه قشلاق می كردند. اكنون هم همین طور است . دمشقی در نخبه الدهر در مورد سرزمین قوم قفض در كرمان می نویسد : « در آن حدود كوهستان قفض ، مركب از هفت « كوه بند » است .
از آن جمله كوهستان بارز كه در آن جا ، آهن و نقره یافت می شود و ساكنان آن جمعی از عشیر كوچ نشین اند كه به شمار نمی یند ، از حیث كثرت و از شدت تهوری كه دارند كسی نمی تواند برآنها چیره و آنها را نابود كند . شاخه دیگری از كوفچ ها قوم بارز می باشند كه در حال حاضر در شمال جیرفت سكونت دارد. اصطخری سرزمین آنها را در قرن چهارم هجری چنین وصف می كند : « جبال بارز ، كوه هی سردسیر است و پرنعمت و استوار ، آن جا برف افتد و به روزگار گبرگان بودند و دزدی كردندی ، بدتر از كوچ و به روزگار بنی العباس مسلمان شدند و دست از بدی ها برداشتند و چنان بود كه یعقوب لیث و عمر و لیث سران یشان را نیست كردند و یشان آرام گرفتند و اندرین كوه ها معدن آهن باشد » طویف تشكیل دهنده یل مهنی تا اواخر دوره قاجار عبارت بودند از: طیفه سلیمانی ، بهرآسمانی ، مقبلی ، ماركی ، بارجی ، مقصودی و افضلی . دیگر طیف كرد سلاجقه ، سالاری ، بزسفید و … جز و جمع یل مهنی به شمار می رفتند . آقی عبداله گروسی به متن فرمانی اشاره می كند : « به نظر می رسد كه طیفه بزرگ جبال بارزی كه حدود دو هزار خانوار آنان در روزگار قاجار به ناحیه اقطاع ( بافت ) كوچانده شده اند ، پیش از ین جزو اتحادیه یلی مهنی قرار داشته اند .
به موجب فرمانی به تاریخ ماه رمضان سال 1332 هجری قمری از طرف صمصام السلطنه بختیاری والی كرمان ، لطفعلی خان صارم السلطنه به حكومت حدود جیرفت و اسفندقه و مهنی و رابر انتخاب می شود . پس از حوادث سال 1300 شمسی و دوران سركوبی و تخته قاپوی و اسكان اجباری یلات و تحولات سیاسی و اقتصادی به ویژه دگرگونی هی چند دهه اخیر ساختار یل مهنی و نظام آن فرو پاشیده و پیوند هی آن حتی در درون طویف و میان تیره هی مختلف ین طویف نیز داری استحكام و عملكرد نمی باشند » چنین می نویسد « بر طبق نظر بزرگان و ریش سفیدان كنونی یل ، به نقل سینه به سینه از گذشتگان خود ، جد سلیمانی ها شخصی به نام قربان خان پسر امیر محبت از عشیر فارس خمسه ( بهارلو ، ینانلو، عرب ، باصری ، و نفر ) كه در اطراف داراب ، نیریز ، فسا ، استیمان ( اصطهبان ) در استان فارس سكونت داشته اند ، بوده است.
وی در زمان حكومت افشاریه یا زندیه به علت دخالت در امور سیاسی یل كه پدرش ریاست قسمتی از آن را عهده دار بوده و هم چنین درگیری با خوانین منطقه از طرف پدر مجبور به ترك موطن اصلی خود شده و به سكونت اجباری در استان كرمان می پردازد . همان گونه كه گفتیم تاریخ دقیق و سند كتبی مبنی بر ین مهاجرت در دست نیست . اما آنچه را می توان سند مكتوب تلقی كرد ، تاریخ وفات امیر شكار قربان است كه بر سنگ قبر او واقع در روستی « ده ولك آدوری » ( ده ملك ) حك شده است . تاریخ وفات وی در سال 1199 هجری قمری مطابق با 1158 هجری شمسی است اگر سن او را در هنگام وفات 60 سال ( با توجه به ین كه امید به زندگی در یران آن زمان همین حدود بوده است ) مهاجرت او را می توان از اویل حكومت سلسله افشاریه تا اواخر زندیه تخمین زد كه ین تاریخ با گفته هی شفاهی و نقل سینه به سینه بزرگان یل مطابقت دارد.
ویژگی هی ساختاری یل سلیمانی :
طیفه سلیمانی در حال حاضر از 10 تیره تشكیل شده است و هر تیره به چند اولاد و هر اولاد به چند یشوم تقسیم خانوادگی می شود . اجتماع و گردهمیی چندین خانوار چادر نشین در یك جا، یك یشوم را به وجود می آورد . دو عامل همبستگی و اقتصادی ، در تشكیل و تكامل یشوم نقش اصلی دارند . رشد و تكامل یشوم مانند سلولی است كه در زمان نمو كامل تقسیم می شود . یشوم پس از تشكیل به تدریج از نظر تعداد خانوار و دام رشد و توسعه می یابد . اما ین رشد و نمو نمی تواند به طور نامحدود ادامه یابد . هریشوم ظرفیت معینی بری رشد و توسعه دارد .
وقتی به آن درجه از رشد رسید تقسیم می شود . آن چه ین ظرفیت را محدود می كند در درجه اول مرتع و تعداد گوسفندان گله است . یشوم یك واحد اجتماعی ، اقتصادی و اصلی ترین گروه خویشاوندی در هر گروه یلی به شمار می رود . اعضی یشوم گله مشترك دارند و بسته به قدرت و منزلت اجتماعی و اقتصادی ، صاحب تعدادی دام در گله یا گله هی یشوم هستند . هر یشوم بزرگ تری دارد به نام « سریشوم » كه یشوم به نام او خوانده می شود : مانند یشوم خورشید سلیمانی از تیره میرزاخانی . وظیف سریشوم عبارت است از انتخاب قلمرو ، تعیین زمان حركت و زمان بندی چرا ، اجاره مرتع و پس چرا ، زراعت ( سیفال ) و حفاظت از حدود مراتع یشوم و روابط خارجی . در مورد دیگر یشومهی تیره ، اخذ پروانه چرا و معاملات و عقد قرارداد با چوپان ، ممكن است یكی از سریشوم ها به سمت كدخدا و بزرگ تر تیره انتخاب و یكی از ریش سفیدان و بزرگان تیره ها به سمت كلانتر و ریش سفید طیفه برگزیده شود . عوامل موثر در انتخاب بزرگ تیره و بزرگ طیفه عبارتند از : قدرت شبكه خانوادگی ، قدرت رهبری ، خبرگی ، قدرت اقتصادی ، ارتباطات خارجی ، اقوام پدری ، اقوام مادری ، اقوام همسر و قدرت زن »

نوشته شده توسط امیر محمد در شنبه پنجم شهریور 1384 ساعت 18:25 موضوع | لینک ثابت
|
آشنایی با استان کرمان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() موقعیت جغرافیایی استان کرمان جمعیت استان کرمان
جمعیت زیر 29 سال استان کرمان
سابقه تاریخی بعضی از شهرهای استان کرمان
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
اگر | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
در مورد قدمت شهر جیرفت یافتههای باستانشناسی نشان میدهد که احتمالا ویرانههای موسوم به شهر دقیانوس در مجاورت این شهر مربوط به قرون اول اسلام میباشند. اما در منابع و کتب معتبر تاریخی اولین اشارات به جیرفت مربوط به زمان حمله اسکندر مقدونی به ایران است. در این منابع آمده است که اسکندر و سپاهیانش در راه بازگشت از هند پس از پشت سرگذاشتن صحرایی وحشتناک به سرزمینی بسیار آباد و پرنعمت وارد شدند که گدروزیا نام داشته است. طبق شواهد جغرافیایی این منطقه باید جیرفت و رودبار کنونی باشد. همچنین این گفته یاقوت حموی که نام جیرفت در قدیم جردوس بوده که معرب همان گدروزیا میباشد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نوشته شده توسط امیر محمد در شنبه پنجم شهریور 1384 ساعت 18:11 موضوع | لینک ثابت
به انهایی که همیشه بر یک شاخه نمی نشیند و ...
گُل باغ آشنايي
گل من ! پرندهاي باش و به باغ باد بگذر .
مه من ! شكوفهاي باش و به دشت آب بنشين .
گل باغ آشنايي ، گل من ! كجا شكفتي
كه نه سرو ميشناسد
نه چمن سراغ دارد ؟
نه كبوتري كه پيغام تو آورد به بامي
نه به شاخسار دستي ، گل آتشين جامي
نه بنفشهاي ،
نه جويي .
نه نسيم گفتوگويي .
نه كبوتران پيغام
نه باغهاي روشن !
گل من ! ميان گلهاي كدام دشت خفتي
به كدام راه خواندي
به كدام راه رفتي ؟
گل من !
تو راز ما را به كدام ديو گفتي
كه بريده ريشه مهر ، شكسته شيشه دل .
مَنم اين گياه تنها
به گلي اميد بسته .
همه شاخه ها شكسته .
به اميدها نشستيم و به يادها شكفتيم
در آن سياه منزل ،
به هزار وعده مانديم
به يك فريب خفتيم .
نوشته شده توسط امیر محمد در شنبه پنجم شهریور 1384 ساعت 1:54 موضوع | لینک ثابت
برای mb
ای کاش میشد گفت خداحافظ؟؟؟
عزیزم من که نتونستم باور کنم ؟؟؟؟
و متاسفانه درد مشترک ما همین است هرکس یک روزی وارد زندگی دیگری می شود و با گذاشتن رد پایی یک اثری میگذارد و این اثر گاهی تن صداست .نام است . کلام است . عکس است یا خاطره...و. ولی من که به صوت دلنشینت که من را زمین گیر میکرد و نمی توانستم به تو بگویم که..... ولی صادقانه نتونستم خداحافظی کنم ولی درد ما ... تفاوتش در ادای اه واخ وناله نبود
تو راحت گذشتی و گذاشتی
وبه خاطر همین است صداقت در زندگی ما راه ندارد
صداقت را باید در کلام و نگاه دید ای کاش همه را می توانستم با اخرین خدا حافظی فراموش کنیم
گاهی ادم اگر نتواند حرف بزند ولی نگاهش می تواند بگوید ولی تو ندیدی؟
فقط شنیدی
انهم فقط صوت را نه ... حتی نتوانستم به درستی بگویم خدا حافظت
و هرجا هستی خدا نگه دارت باشد
من در اینجا شعر وفا را از استاد اوستا برات میاورم
| وفا نكردي و كردم، خطا نديدي و ديدم شكستي و نشكستم، بُريدي و نبريدم اگر ز خلق ملامت، و گر ز كرده ندامت كشيدم از تو كشيدم، شنيدم از تو شنيدم كي ام، شكوفه اشكي كه در هواي تو هر شب ز چشم ناله شكفتم، به روي شكوفه دويدم مرا نصيب غم آمد، به شادي همه عالم چرا كه از همه عالم، محبت تو گزيدم چو شمع خنده نكردي، مگر به روز سياهم چو بخت جلوه نكردي، مگر ز موي سپيدم بجز وفا و عنايت، نماند در همه عالم ندامتي كه نبردم، ملامتي كه نديدم نبود از تو گريزي چنين كه بار غم دل ز دست شكوه گرفتم، بدوش ناله كشيدم جواني ام به سمند شتاب مي شد و از پي چو گرد در قدم او، دويدم و نرسيدم به روي بخت ز ديده، ز چهر عمر به گردون گهي چو اشك نشستم، گهي چو رنگ پريدم وفا نكردي و كردم، بسر نبردي و بردم ثبات عهد مرا ديدي اي فروغ اميدم؟ |
نوشته شده توسط امیر محمد در شنبه پنجم شهریور 1384 ساعت 1:45 موضوع | لینک ثابت
شهره عزیزم کسب مقام برترین طرح فرااوری صنایع غذایی تبدیلی را در زمینه خرما بهت تبریک می گوییم
انشالله همیشه سر بلند باشی
نوشته شده توسط امیر محمد در جمعه چهارم شهریور 1384 ساعت 13:50 موضوع | لینک ثابت
در خاطر منی
ای رفته از برم به دیاران دور دست
با هر نگین اشک به چشم تر منی
هر جا که عشق هست و،صفا هست و ،بوسه هست
در خاطر منی
هر شامگاه که جامه نیلین آسمان
÷ولک نشان ز نقش هزاران ستاره است
هر شب که مه چو دانه الماس بی رقیب
بر گوش شب به جلوه چنان گوشواره است
آن بوسه ها و زمزمه های شبانه را
یاد آور منی
در خاطر منی
در موسم بهار
کز مهر بامداد_تک دختر نسیم_
مشاطه وار موی مرا شانه میکند
آندم که شاخ پر گل باغی به دست باد
خم می شود که بوسه زند بر لبان من
وآنگاه نرم نرم
گلهای خویش را به سرم دانه میکند
آن لحظه ای رمیده زمن
در بر منی !در خاطر منی
هر روز نیمه ابری پاییزدل پسند
کز تند باد ها دست هر درخت
صدها هزار برگ ز هر سو زرد
رقصنده در هواست
و آن روزها که کف این آبی بلند
خورشید نیم روز چون سکه طلاست
تنها تویي،تویي که روشنگر منی
در خاطر منی
هر سال چون سیاه زمستان فرا رسد
از راه های دور
در بامداد سرد که از ناودان کوی
قندیلهای یخ
دارد شکوه و جلوه آویزه ی بلور
آن لحظه ها که رقص کند برف در فضا
همچون کبوتری
وانگه برای بوسه نشیند مست و شاد
در پیش دیده من و در منظر منی
در خاطر منی
آن صبح ها که گرمی جان بخش آفتاب
چون نشئه شراب ،دود در میان ÷وست
یا آن شبی که رهگذری مست و نغمه خوان
دل میبرد به بانگ خوش آهنگ دوست، دوست
در باور منی
در خاطر منی
اردیبهشت ماه ،یعنی زمان دلبری دختر بهار
کز تک چراغ لاله چراغانی است باغ
در غنچه های سرخ
تک تک میان سبزه فروزان بود چراغ
وانگه که عاشقانه ب÷یچد به دلبری
بر شاخ نسترن
نیلوفری س÷ید
آید مرا به یاد
نیلوفر منی
در خاطر منی
هر جا که بزم هست و زنم جام را به جام
در گوش من صدای تو بگوید: نوش، نوش
اشکم دود به چهره و لب می نهم به جام
شاید روم ز هوش ،
باور نمیکنی که بگویم حکایتی !
آن لحظه ای که جام بلورین به لب نهم
در ساغر منی
در خاطر منی
برگرد ،ای ÷رنده رنجیده بر گرد
بازآ که خلوت دل من آشیان تست
در راه ،در گذر
در خانه ،در اطاق،هر سو نشان تست
با چلچراغ یاد تو نورانی ام هنوز
÷نداشتی که نور تو خاموش میشود؟
وآن عشق ÷ایدار فراموش میشود؟
نه ،ای امید من
دیوانه توام
افسونگر منی
هر جا،به هر زمان _
در خاطر منی
نوشته شده توسط امیر محمد در سه شنبه یکم شهریور 1384 ساعت 14:3 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

گريه كن زيرا كه شبنم فاني است
هر گلي در معرض ويراني است
ما سر خود را اسيري مي بريم
ما جواني را به پيري مي بريم
زير گورستاني از برگ رزان
من بهاري مرده دارم اي خزان
زخم آن گل در تن من چاك شد
آن بهار مرده در من خاك شد
اي بهار گريه بار نااميد
اي گل مأيوس من! ياس سپيد
ا - عزیزی
فهرست اصلی
دعا گویان شما
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دعاگوی شما
POWERED BY