اموخته ام
بهترين كلاس درس دنيا محضر بزرگترهاست
آموخته ام كه...
وقتي عاشق مي شوم ، عشق خودش را نشان مي دهد
آموخته ام كه...
وقتي سعي مي كني عملي را تلافي كرده و حسابت را با ديگري صاف كني،
تنها به او اجازه مي دهي بيشتر تو را برنجاند.
آموخته ام كه...
هيچ كس كامل نيست مگر اينكه در دام عشق او اسير شوي.
آموخته ام كه...
هر چه زمان كمتري داشته باشم ، كارهاي بيشتري انجام مي دهم.
نوشته شده توسط امیر محمد در چهارشنبه سیزدهم مهر 1384 ساعت 16:22 موضوع | لینک ثابت
اموخته ام که بايد به زمانه مسلط باشم نه زير فرمانه ان
اموخته ام که در هر سفر دورو درازي با برداشتن يک گام اغاز ميشود
اموخته ام که نگويم اي کاش ان کارراطورديگري انجام داداه بودم بلکه بگويم بار ديگر ان را طور ديگري انجام خواهم داد
اموخته ام مرد بزرگ به خود سخت مي گيردو مردکوچک به ديگران ...
اموخته ام دانش خود را به ديگران اموزش دهم و دانش ديگران را بياموزم
اموخته ام پيش از انکه مرا بفهمند ديگران را درک کنم
اموخته ام پيش از انکه دوستم بدارند دوست بدارم
اموخته ام که انچه امروز در دست دارم ممکن است ارزوي فرداهايم باشد اموخته ام اگر چه از هر چيزي بهترينش را ندارم ولي از چيزي که دارم بهترين استفاده را ببرم
اموخته ام لبخند ارزانترين راهي است که مي توان با ان نگاه را وسعت بخشيد
اموخته ام که زندگي مثل يک نقاشي است با اين تفاوت که در ان از پاک کردن خبري نيست
اموخته ام هيچ روزي از امروز با ارزشتر نيست اموخته ام زياده گويي شايد مقدمه ناشنوايي حرف دیگران .. و نشنیدن حرف حق باشد
نوشته شده توسط امیر محمد در چهارشنبه سیزدهم مهر 1384 ساعت 16:3 موضوع | لینک ثابت
خدايا به خاطر اين كه هرگز تنهايم نمي گذاري از تو سپاسگزارم .
خدايا به خاطر اين كه هر گاه در جاده زندگي قدم هايم اندكي از راه راست سست مي شود تو با تلنگري به راهم مي آوري از تو سپاسگزارم.
خدايا! ممنونم كه هر زمان كه تو را از ياد برده و حضور سبزت را در كنارم فراموش كرده ام با نازل كردن بلايي كوچك مرا متوجه خود ساخته اي تا به ياد آورم كه در برابر اراده بي انتهايت هيچ چيز تاب ايستادگي ندارد!
خدايا! از اين كه مي بينم بزرگي چون تو، همواره مرا زير نظر دارد و هرگز فراموشم نمي كند سخت به خود مي بالم .خدايا! با اين كه گناه كرده ام، ناسپاسي نموده ام، حتي گاهي از رحمت بي كرانت نااميد شده ام و بنده خوبي برايت نبوده ام اما توي مهربان هر زمان كه درمانده از همه چيز و همه كس شده ام باز هم با آغوش باز پذيرايم بوده اي و در نهايت بزرگواري حمايتم كرده اي .
به راستي اي پروردگار زيبا و مهربان در برابر اين همه لطف و بخشندگي تو چه مي توانم بگويم؟ اين همه سخاوت و كرم را چگونه پاسخ گو باشم؟
خدايا! تعداد دفعاتي كه در نهايت ناباوري و بهت همگان از راه هاي عجيب و خارق العاده ات در سخت ترين و غيرممكن ترين شرايط ياورم بوده اي از حساب بيرون است .
خدايا! ممنونم كه هر زمان كه تو را از ياد برده و حضور سبزت را در كنارم فراموش كرده ام با نازل كردن بلايي كوچك مرا متوجه خود ساخته اي تا به ياد آورم كه در برابر اراده بي انتهايت هيچ چيز تاب ايستادگي ندارد!
تو خود نيك مي داني كه بنده ات جز چيزهايي كه تو به او بخشيده اي در چنته چيزي ندارد، پس تمنا دارم در يافتن راه درست زندگي و به دست آوردن شادماني عشق، آرامش و سعادت حقيقي ياريم كني چرا كه بدون تو هيچ ندارم و با تو از همگان بي نيازم .
خداي من مي دانم كه با اين همه تو باز هم مرا دوست داري و هميشه و در هر لحظه مواظبم هستي زيرا اين حديث قدسي ات همواره در ذهنم طنين مي افكند:
نوشته شده توسط امیر محمد در چهارشنبه سیزدهم مهر 1384 ساعت 3:54 موضوع | لینک ثابت
خدايا به خاطر اين كه هرگز تنهايم نمي گذاري از تو سپاسگزارم .
خدايا به خاطر اين كه هر گاه در جاده زندگي قدم هايم اندكي از راه راست سست مي شود تو با تلنگري به راهم مي آوري از تو سپاسگزارم.
خدايا! ممنونم كه هر زمان كه تو را از ياد برده و حضور سبزت را در كنارم فراموش كرده ام با نازل كردن بلايي كوچك مرا متوجه خود ساخته اي تا به ياد آورم كه در برابر اراده بي انتهايت هيچ چيز تاب ايستادگي ندارد!
خدايا! از اين كه مي بينم بزرگي چون تو، همواره مرا زير نظر دارد و هرگز فراموشم نمي كند سخت به خود مي بالم .خدايا! با اين كه گناه كرده ام، ناسپاسي نموده ام، حتي گاهي از رحمت بي كرانت نااميد شده ام و بنده خوبي برايت نبوده ام اما توي مهربان هر زمان كه درمانده از همه چيز و همه كس شده ام باز هم با آغوش باز پذيرايم بوده اي و در نهايت بزرگواري حمايتم كرده اي .
به راستي اي پروردگار زيبا و مهربان در برابر اين همه لطف و بخشندگي تو چه مي توانم بگويم؟ اين همه سخاوت و كرم را چگونه پاسخ گو باشم؟
خدايا! تعداد دفعاتي كه در نهايت ناباوري و بهت همگان از راه هاي عجيب و خارق العاده ات در سخت ترين و غيرممكن ترين شرايط ياورم بوده اي از حساب بيرون است .
خدايا! ممنونم كه هر زمان كه تو را از ياد برده و حضور سبزت را در كنارم فراموش كرده ام با نازل كردن بلايي كوچك مرا متوجه خود ساخته اي تا به ياد آورم كه در برابر اراده بي انتهايت هيچ چيز تاب ايستادگي ندارد!
تو خود نيك مي داني كه بنده ات جز چيزهايي كه تو به او بخشيده اي در چنته چيزي ندارد، پس تمنا دارم در يافتن راه درست زندگي و به دست آوردن شادماني عشق، آرامش و سعادت حقيقي ياريم كني چرا كه بدون تو هيچ ندارم و با تو از همگان بي نيازم .
خداي من مي دانم كه با اين همه تو باز هم مرا دوست داري و هميشه و در هر لحظه مواظبم هستي زيرا اين حديث قدسي ات همواره در ذهنم طنين مي افكند:
نوشته شده توسط امیر محمد در چهارشنبه سیزدهم مهر 1384 ساعت 3:53 موضوع | لینک ثابت
تقدیم به زیباترین کلمه
زیبا انه من
عشق شیرنش مرا فرهاد کرد
او بیامد مرغ دل را از قفس ازاد کرد
او بشد لیلی و ما مجنون روی ماه او
قلب ویران مرا اباد کرد
نام شیرنش تمامی تلخی عمرم زدود
قبل از او برایم دنیا این چنین زیبا نبود
بعد از او هم زندگی هست ولی کن تلخ تلخ
بعد از او این زندگی دیگر چه سود
نوشته شده توسط امیر محمد در دوشنبه یازدهم مهر 1384 ساعت 17:26 موضوع | لینک ثابت
بقیه را خودت بدون شک و گمان بگو
نوشته شده توسط امیر محمد در شنبه نهم مهر 1384 ساعت 18:58 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

گريه كن زيرا كه شبنم فاني است
هر گلي در معرض ويراني است
ما سر خود را اسيري مي بريم
ما جواني را به پيري مي بريم
زير گورستاني از برگ رزان
من بهاري مرده دارم اي خزان
زخم آن گل در تن من چاك شد
آن بهار مرده در من خاك شد
اي بهار گريه بار نااميد
اي گل مأيوس من! ياس سپيد
ا - عزیزی
فهرست اصلی
دعا گویان شما
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دعاگوی شما
POWERED BY