شك دارم. شك دارم و نميدانم چطور ميتوان از شر اين شك خلاص شد، نميدانم چطور ميتوان به يقين تبديلش كرد. شك زالويي شده است، چسبيده به وجودم. خونم را ميمكد و رهايي از آن را نميدانم.
------------------------------------------
پاي رفتنم را پيش تو گذاشتم.
يادت هست،
كه نروم؟
حال ....
تو رفته اي
با پاي من؟
يا پاي من رفته است
با تو؟
نوشته شده توسط امیر محمد در سه شنبه نهم اسفند 1384 ساعت 20:48 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

گريه كن زيرا كه شبنم فاني است
هر گلي در معرض ويراني است
ما سر خود را اسيري مي بريم
ما جواني را به پيري مي بريم
زير گورستاني از برگ رزان
من بهاري مرده دارم اي خزان
زخم آن گل در تن من چاك شد
آن بهار مرده در من خاك شد
اي بهار گريه بار نااميد
اي گل مأيوس من! ياس سپيد
ا - عزیزی
فهرست اصلی
دعا گویان شما
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دعاگوی شما
POWERED BY