تبليغاتX
 خواب زمستانی
 

مردمان ما خوب خوبند


مردم ما مردمی خوبند
آن روزها رفتند ...
یاران من آن روزها عاشق ترین بودند
مردان م
یدان های مین بودند


***

مردم ما مردم
ی خوبند
مثل مهتابند
از تبار روشن آئ
ینه و آبند
سرزم
ین من
سرزم
ین نخل واروند است
سرزم
ین عشق و لبخند است
سرزم
ین قامت بشکوه الوند و دماوند است ..

 


شب ، شب
ی در تب فردا شدن
صبح ، در فکر شکوفا شدن

شب  ابر
ی شب خاموشی ماه
شب ، شب درد تماشا نشدن

همه شب من ، من و ا
ین بغض بزرگ
گره
ی منتظر وا نشدن

صبح ، اما چه تفاوت دارد
ب
ی تو بیدار شدن ، یا نشدن

 

 


 

نوشته شده توسط امیر محمد در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 ساعت 10:21 موضوع | لینک ثابت


از هم باران رحمت بارید

باز هم باران رحمت بارید

باز هم گل وجودم از تنهایی خارج  و از شکوه باران سیراب شد

و باران خواب زمستانی من را  با نم نم خود به فراموش سپرد

باز هم باران آمد ولی با ترانه  . و ترانه ای که با دیگر ترانه ها سمفونی او فرق داره

باران نه تنهاست . و من نه تنها ...

چون وجود باران برایم ارامش است

هرچند باران من را به یاد گریه  کردن ابر می اندازد ؟

هرچند شاید دیگر نباشم و باران را نبینم

ولی باران همیشه است


 

نوشته شده توسط امیر محمد در شنبه هشتم مهر 1385 ساعت 0:32 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting