از كفر من تا دين تو راهي به جز ترديد نيست
دلخوش به فانوسم نكن اين جا مگر خورشيد نيست؟
با حس ويراني بيا تا بشكند ديوار من
چيزي نگفتن بهتراز تكرار طوطي وار من
بي جستجو ايمان ما از جنس عادت مي شود
حتي عبادت بي عمل وهم سعادت ميشود
با عشق آن سوي خطر جايي يراي ترس نيست
در انتهاي موعظه ديگر مجال درس نيست
كافر اگر عاشق شود بي پرده مومن مي شود
چيزي شبيه معجزه با عشق ممكن مي شود





نوشته شده توسط امیر محمد در جمعه دهم آذر 1385 ساعت 15:48 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

گريه كن زيرا كه شبنم فاني است
هر گلي در معرض ويراني است
ما سر خود را اسيري مي بريم
ما جواني را به پيري مي بريم
زير گورستاني از برگ رزان
من بهاري مرده دارم اي خزان
زخم آن گل در تن من چاك شد
آن بهار مرده در من خاك شد
اي بهار گريه بار نااميد
اي گل مأيوس من! ياس سپيد
ا - عزیزی
فهرست اصلی
دعا گویان شما
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دعاگوی شما
POWERED BY