اموخته ام که

 
آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه در صنعت کشور است که اقتصاد ملی را تماشايي مي کند
آموخته ام ... که تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي کند کسي است که به من مي گويد: من هم مثل تو کالای ایرانی مصرف میکنم

آموخته ام ... که وقتي کالای ایرانی هست ، با تشکر از خدا و دعا برای سازنده شاکر باشم

آموخته ام ... که با نگاه مهربانانه به دست ترک خورده هم وطن کشاورزم مهربان بودن، را ازاو بیاموزم
آموخته ام ... که هديه اي که به دیگران می دهم با تلاش تولید کننده ایرانی باشد

آموخته ام ... که به جای دعا کردن برای کسی که بیکار است ( الهی شاغل شوی !!!) بلکه با عدم مصرف کالای خارجی نان درسفره او بزارم
آموخته ام ... که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد، همه ما احتياج به شوخی داریم ولی مصرف کالای خارجی شوخی بردار نیست بلکه جنگ با کارگر ایرانی است 

آموخته ام......که اقتصادی بیندیشم وایرانی مصرف کنم

آموخته ام ... که گاهي تمام چيزهايي که يک  کارگرمي خواهد، فقط لبخندی است براي  رفع خستگی او ، و قلبي است براي فهميدن او
آموخته ام ... که  فرزندم از من درس مصرف را می آموزد و در آینده به فرزندش درسها پس میدهد پس درست مصرف کنیم 

آموخته ام ... که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس ما نمی توانیم خود کفایی را در يک روز به دست بياورم
آموخته ام ... که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد
آموخته ام ... که اين عشق به دیگران است که تاولهای دست پدر کارگرم را شفا مي دهد نه زمان
آموخته ام ... که وقتي با چوپانی در صحرا روبرو مي شويم انتظار لبخندي جدي از سوي ما را دارد
آموخته ام ... که هيچ کس در نظر ما ایرانی نيست مگر  تا زماني که کالا یا خدمات تولید کند
آموخته ام ... که زندگي دشوار است، اما مااز او صبورتر و سخت تریم
آموخته ام ... که فرصتهای تولید  هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه کشور ديگري فرصت از دست رفته ما را تصاحب خواهد کرد

آموخته ام ... که عدم مصرف کالای خارجی ارزانترين راهي است که مي شود با آن،  اقتصاد را وسعت داد
آموخته ام ... که نمي توانم احساسم را نسبت بهروری  بیان کنم، اما مي توانم نحوه برخورد با آنرا انتخاب کنم
آموخته ام ... که همه مي خواهند روي قله ترقی باشند، اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستيد
آموخته ام ... که بهترين موقعيت براي نصيحت کردن هم وطنانم  در دو زمان است: وقتي که از شما خواسته مي شود، و زماني که خودم عمل کنم

آموخته ام ... که سوار ماشین خارجی شدن شخصيت نمياورد مثل بنز . و...
 

 


 

نوشته شده توسط امیر محمد در دوشنبه بیستم خرداد 1387 ساعت 23:9 موضوع | لینک ثابت